|
گر طبیبانه بیایی به سر بالینم به دو عالم ندهم لذت بیماری را.
|
من می خوام تموم قانون های دنیا رو بشکونم
عاشق نفرت باشم و از عشقم متنفر
چراغ قرمز رد کنم و پشت چراغ سبز بایستم
به وطن بگم غربت و به غربت بگم وطن
به سیاه بگم سفید و به سفید بگم سیاه
سوار ماشین نشم و برای الاغ سواری گواهینامه بگیرم
تو تعطیلات مثل سوسک بیوفتم روی کتاب و موقع
امتحانام برم سفر

تو عزا لباس سفید بپوشم و شب عروسی ام لباس
مشکی
وقتی خوشحالم گریه کنم و وقتی غمگینم بخندم
یه زیر دریایی بسازم و باهاش برم بیابون گردی
می خوام تو حیاط خونمون چاه بزنم و توش حموم کنم
شایدم سرم بکنم توش و گاهی باهاش درد دل کنم
تو ساحل دریای خزر پرورش موز راه بندازم و تو دشت
کویر قزل الا پرورش بدم
می خوام برم افغانستان ادامه تحصیل بدم
شایدم یه روز بخوام ادم بزرگی بشم