|
گر طبیبانه بیایی به سر بالینم به دو عالم ندهم لذت بیماری را.
|
روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر اخرین حرف دنبال سخن نگردی
روزی که اهنگ هر حرف
زندگی ست
تا من به خاطر اخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم
روزی که هر لب ترانه ای است
تا کمترین سرود بوسه باشد
روزی که تو بیایی ... برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود
روزی که ما دوباره برای کبوتر هایمان دانه بریزیم
و من انروز را انتظار میکشم
حتی روزی که دیگر نباشم. (شاملو)
پ.ن:ای امید نا امیدان دیر شد