|
گر طبیبانه بیایی به سر بالینم به دو عالم ندهم لذت بیماری را.
|
و
دلبر
...
سفید غریقی سیاه
و
معشوق
...
کمی انطرف تر از میترال
تا به همیشه
معشوق هرزه ای مدفون است.
پ.ن
جنونی انی اما ابدی
روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر اخرین حرف دنبال سخن نگردی
روزی که اهنگ هر حرف
زندگی ست
تا من به خاطر اخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم
روزی که هر لب ترانه ای است
تا کمترین سرود بوسه باشد
روزی که تو بیایی ... برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود
روزی که ما دوباره برای کبوتر هایمان دانه بریزیم
و من انروز را انتظار میکشم
حتی روزی که دیگر نباشم. (شاملو)
پ.ن:ای امید نا امیدان دیر شد
دوسش دارم فکر می کنه ازش متنفرم .می خوام به طرف بگم حالم ازش بهم میخوره تو چشام عشق
می خونه.می خوام برم بالا سقوط می کنم .می خوام برم پایین صعود می کنم.شبها تا صبح بیدارم و
برنامه های رادیو رو از بر می کنم و روز ها رو تقریبا کامل خوابم.روز های زندگی ام غرق روزمرگی
شدن.هر روز به خودم قول میدم که از فردا دیگه کولاک می کنم و هر روز یه برنامه بلند بالا برای فردا.
این فردا کی می خواد بیاد نمی دونم .اگه هم با نذر و نیاز و کمک خدا دو روز بیام رو فرم ماشاالله انقدر
موضوع جدید پیش میاد و فقط هم توی همون روز سنگ از اسمون می افته که برای جا زدن هیچ شرمی
نمی مونه.واقعا از این وضع زندگی .....که نه.......مردگی خسته شدم.می ترسم فقط می ترسم یه روزی
واقعا به خودم بیام که زندگی ام تموم شده .من از بیهوده مردن متنفرم .مهم نیست چقدر دیگه زنده ام
فقط این مهمه که تو زمان حیاتم نمی خوام اینشتن بشم ولی حد اقل ادم باشم و ادم بمیرم و حتی با
نوشتن یک جمله هم که شده دردی از درد این مردم کم کنم.
به هر حال
عزیزان جوون دلمرده روزمرگی زده نا امید
یادتون نره هر روز با گذشتنش یه روز از عمر کوتاهتون کوتاهتر می کنه.
روزتون مبارک.
پ.ن "درد دلی بیش نبود .