|
گر طبیبانه بیایی به سر بالینم به دو عالم ندهم لذت بیماری را.
|
عاشقتر از لیلی بودم
اگه مجنون می موندی
توانی ندارم
فقط...
به یاد عشق رفته بر باد سکوت ...نه...
فریاد می زنم فریاد.
پ.ن عجیب ارامشی دارد سوت قطار.
به الهی العفو های نیمه شبانم
به بی حضور قلب نماز خواندن هایم
به مقدس نامم که لایقش نیستم
به چشمان گنهکار از اشک شسته ام
به لبان معصیت کار توبه کرده ام
به قلب سیاه شکسته ام
خواندمت مهربان
تو را به او که قلبم از عشقش شش گوشه شد
تو را به دریای تشنه لب
تو را به او که صبر از دل او یافت وجود
تو را به امیر کشور دلها
اجابتم کن.
من خاک کف پای سگ کوی هر انم
کو خاک کف پای سگ کوی حسین است
با من حرف زد
نیازی به دست تکون دادن نبود
عاشق ترین معشوق عاشقونه منو می بینه.
سلام خدا جون
خیلی دوست دارم.
من می خوام تموم قانون های دنیا رو بشکونم
عاشق نفرت باشم و از عشقم متنفر
چراغ قرمز رد کنم و پشت چراغ سبز بایستم
به وطن بگم غربت و به غربت بگم وطن
به سیاه بگم سفید و به سفید بگم سیاه
سوار ماشین نشم و برای الاغ سواری گواهینامه بگیرم
تو تعطیلات مثل سوسک بیوفتم روی کتاب و موقع
امتحانام برم سفر

تو عزا لباس سفید بپوشم و شب عروسی ام لباس
مشکی
وقتی خوشحالم گریه کنم و وقتی غمگینم بخندم
یه زیر دریایی بسازم و باهاش برم بیابون گردی
می خوام تو حیاط خونمون چاه بزنم و توش حموم کنم
شایدم سرم بکنم توش و گاهی باهاش درد دل کنم
تو ساحل دریای خزر پرورش موز راه بندازم و تو دشت
کویر قزل الا پرورش بدم
می خوام برم افغانستان ادامه تحصیل بدم
شایدم یه روز بخوام ادم بزرگی بشم